رییس دانشگاه

 

عکس رییس دانشگاه


زندگینامه

عبدالقیوم سجادی فرزند سید حکیم در سال ۱۳۴۸ در یکی از قریه های تابعه ولسوالی قره باغ ولایت غزنی چشم به جهان کشود. پدر و خانواده وی همانند اکثریت مردم افغانستان از طریق زراعت و زمین داری امرار معاش می نمود. علاقمندی پدر به تحصیلات موجب شد که علیرغم فقر و مشکلات اقتصادی فرزند خود را به مکتب خانه سنتی بفرستد. مکتب کلاسیک را تا صنف دوم پیش برد که کشورش افغانستان با کودتای مارکسیستی وپس از آن اشغال ارتش سرخ شوروی روبرو گردید که در نتیجه آن با بسته شدن مکاتیب و آغاز جنگ همانند سایر هم وطنان خود مهاجر کشور بیگانه گردید.

سال ۱۳۶۳ در ایران مهاجر گردید و با همکاری برادر و دوستان وارد حوزه علمیه قم شد. علاقمندی سجادی به دروس جدید و دانشگاهی موجب گردید که وی در کنار دروس دینی و حوزوی وارد دانشگاه گردد. در میان رشته های علوم انسانی، رشته علوم سیاسی توجه وی را به خود جلب نمود. بدین ترتیب همزمان با دروس دینی وی مشغول تحصیل در دانشگاه شد. در سال ۱۳۷۳ و در آستانه تشکیل دولت مجاهدین در کابل، وی دوره لیسانس را به پایان رساند و با شرکت در کنکور فوق لیسانس موفق شد به این دوره راه یابد. در این مدت برای انجام فعالیت های فرهنگی چندین بار به افغانستان سفر نمود و مدیر مسئول یکی از ماهنامه های این دوره را به عهده داشت. در سال ۱۳۷۷ با گذراندن موفقیت آمیز دوره ماستری و دفاع از تز علمی خود وارد مرحله جدیدی از زندگی علمی خود گردید. موضوع شکاف های قومی،مذهبی و زبانی و تاثیر آن بر بحران و جنگ های داخلی افغانستان با استفاده از نظریه های شکاف های اجتماعی تز علمی دوره ماستری سجادی را به خود اختصاص داد.

سجادی هم چنان در موضوعات مربوط به اندیشه سیاسی اسلام و تحولات سیاسی و فکری جهان اسلام به کار های تحقیقاتی مشغول بود که محصول آن بیش از دهها عنوان مقالات علمی است که در سمینارهای منطقه ای و بین المللی ارایه گردیده است. در سال ۱۳۷۸ از طریق کنکور سراسری وارد مرحله دکترای روابط بین الملل گردید. مهاجر بودن وی و نیز محدودیت های کشور میزبان برای ادامه تحصیل دانشجویان مهاجر در مقطع داکتری وی را با مشکلات جدی روبرو نمود که در نهایت با تلاش و جدیت توانست بر این مشکلات فایق آید.
با آغاز دوره دکترای روابط بین الملل وی در یکی از دانشگاه های کشور میزبان (دانشگاه مفید و باقر العلوم) به عنوان مدرس مشغول تدریس گردید. علاوه بر تدریس کارهای تحقیقاتی در حوزه مطالعات سیاسی و اسلامی بخشی از زندگی علمی وی را احتواء می نمود.
سجادی علاوه بر فعالیت های علمی هم چنان در میان مهاجرین افغان مقیم ایران به فعالیت های اجتماعی می پرداخت.برگزاری سمینار، دوره های آموزشی کورس های تربیت معلم از جمله این فعالیت ها می باشد.وی در سال ۱۳۸۳ به نمایندگی از مهاجرین مقیم ایران در لویه جرگه قانون اساسی پس از سقوط طالبان اشتراک نمود و خوشحال است از اینکه افغانستان برای اولین بار در تاریخ سیاسی خود از قانون اساسی دمکراتیک و مردمی برخوردار گردید. در انتخابات پارلمانی افغانستان که آخرین مرحله از موافقت نامه بن با مساعدت جامعه جهانی و محافل بین المللی بود نیز اشتراک نمود و به عنوان تنها چهره علمی و آکادمیک از حوزه ولایت غزنی وارد پارلمان افغانستان گردید و اینک عضو کمیسیون امور بین المللی ولسی جرگه افغانستان می باشد.

الف) فعالیت های علمی
۱- تدریس در دانشگاه های کشور ایران. سجادی برای مدت بیش از پنج سال مشغول تدریس در دانشگاه ها و مراکز تحصیلات عالی کشور ایران در زمینه مطالعات اسلامی، سیاسی و روابط بین المللی بود.وی با توجه به موفقیت ها ی علمی توانست علیرغم محدودیت های فراوان عضویت کدر علمی دانشگاه غیر دولتی مفید و باقر العلوم را بدست آورد.
۲- راهنمایی و مشاوره پایان نامه های دانشجویان افغانی مقیم ایران . بیش از بیست رساله علمی ماستری را در موضوعات اسلامی، سیاسی و مسایل افغانستان راهنمایی و مشاوره نموده است.
۳- پژوهش و تحقیق در موضوعات سیاسی و اسلامی و بخصوص مسایل بین المللی و مربوط به خاورمیانه و جهان اسلام. حاصل این تحقیقات بیش از دهها مقاله علمی و پنج اثر آکادمیک است که به صورت کتاب در اختیار علاقمندان قرار گرفت. کتاب های مزبور که برخی متن درسی در دانشگاه کشور ایران بوده در بخش جداگانه معرفی می گردد.
۴- ایجاد و تاسیس مرکز مطالعات وتحقیقات راهبردی در کابل . با همکاری جمعی از روشنفکران و صاحب نظران افغانی ، پس از سقوط طالبان و فراهم شدن فضای آزاد کاری ، این مرکز با توجه به ضرورت گسترش فرهنگ مطالعه و تحقیق در افغانستان جنگ زده ایجاد گردید. چاپ فصلنامه گفتمان نو با رویکرد جدید و آکادمیک و به منظور نهادینه سازی دمکراسی و انکشاف حقوق شهروندی متناسب با مقتضیات جامعه اسلامی افغانستان یکی از فعالیت های این مرکز می باشد. این فصلنامه تا کنون علیرغم کمبود امکانات و محدودیت های مالی نه شماره به چاپ رسیده که مورد توجه روشنفکران، دانشجویان و نمایندگان پارلمان افغانستان قرار گرفته است. برگزاری سمینارهای علمی با شرکت روشنفکران ، برگزاری کورس های روش تحقیق و آموزش نویسندگی و ژورنالیزم از دیگر محورهای کاری این مرکز می باشد.
۵- برگزاری سمینارهای علمی و آکادمیک در رابطه به مسایل افغانستان. از جمله سمینار نقد و بررسی اولین پیش نویس قانون اساسی افغانستان. سمینار چالشها و فرصت های اولین انتخابات پارلمانی در افغانستان.

ب) فعالیت های اجتماعی
۱- برگزاری ورکشاب های حقوقی و اجتماعی برای مهاجرین افغان مقیم ایران
۲- عضویت فعال در لویه جرگه تصویب قانون اساسی و انجام وظیفه به عنوان منشی در یک از کمیته های کاری
۳- عضویت در پارلمان افغانستان و انجام خدمات اجتماعی برای مردم جنگ زده افغانستان
۴- شرکت در میزگردهای رادیویی و تلویزیونی به منظور ارتقای فرهنگی جامعه و تلاش در راستای انکشاف حقوق شهروندی و نهادینه سازی دمکراسی در افغانستان
در حال حاضر سجادی به عنوان عضو فعال پارلمان افغانستان در کمیته امور بین المللی عضویت دارد. وی هم چنین طرح تدوین و آماده سازی استراتژی کاری پارلمان افغانستان را با تاکید بر انجام مناسب سه وظیفه مهم نمایدگی، نظارت سیاسی و قانونگذاری را در دست اجراء دارد.

ج) معرفی آثار علمی
۱- کتاب جامعه شناسی افغانستان؛ قوم، مذهب و حکومت: این کتاب تلاش می کند تا ضمن معرفی مختصر ساخت اجتماعی و سیاسی افغانستان، نقش عناصری چون قوم، مذهب و باورهای اجتماعی را در تحولات سال های اخیر و به ویژه منازعات داخلی این کشور به بحث گذارد. تز اصلی کتاب این است که ساختار قومی حکومت، استبداد سیاسی و سیاست قوم محورانه در تاریخ معاصر افغانستان یکی از مهم ترین زمینه های منازعات داخلی در این کشور محسوب می گردد. به بیان دیگر سیاست تحمیل قومی و کتمان هویت قومیت های بیرون از قدرت، به جریان سیاست در این کشور ماهیت اجبار آمیز بخشید. اقوام و مردم افغانستان پس از اخراج نیروهای ارتش سرخ از سرزمین شان با ضعف کنترل قدرت اجبار آمیز روبرو گردیدند و به یکباره تقاضاهای تاریخی شان مبنی بر مشارکت در قدرت سیاسی را مطرح نمودند. از جانب دیگر رهبران احزاب جهادی سیاسیت قومی را برای بسیج اقوام در راستای گسترش و تثبیت قدرت حزبی به کار بستند و این امرموجبات رویاروی اقوام و شکل گیر منازعات قومی را فراهم ساخت.
این کتاب در چهار بخش و دوازده فصل تدوین گردیده است. در بخش نخست مباحث تئوریک و مفهومی با استفاده از مطالعات قومی و منازعات ملی به بحث گذاشته می شود. بخش دوم در ضمن سه فصل جداگانه ماهیت قوم مدارانه قدرت در افغانستان را از منظر تاریخی به بحث می گذارد. در بخش سوم جایگاه و نقش سیاست های قومی احزاب و نخبگان سیاسی در منازعه داخلی افغانستان مورد مطالعه قرار می گیرد. بخش پایانی کتاب به بررسی و مطالعه طالبان می پردازد و ضمن بررسی زمینه های اجتماعی و سیاسی ظهور و گسترش این جریان نقش کشورهای خارجی و منطقه ای را نیز مورد مطالعه قرار می دهد. مطالعه زمینه های اجتماعی ظهور طالبانیسم و نیز بررسی افکار و اندیشه های دینی و سیاسی این جریان همراه با تشکیلات اداری و ساختار سازمانی آن در این بخش مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد.

۲- مبانی فقهی تحزب در اندیشه اسلام: در این کتاب مساله اصلی این است که اندیشه سیاسی اسلام نسبت به احزاب اسلامی و فعالیت های حزبی به عنوان یکی از لوازم دمکراسی چه دیدگاهی دارد؟ تز اصلی نویسنده در پاسخ به این پرسش این است که به لحاظ نظری در اندیشه اسلامی تعالیم و آموزه های وجود دارد که بیانگر نگاه مثبت اسلام به مساله حزب و فعالیت های حزبی است. نویسنده برای اثبات فرضیه خود ابتداء عناصر مقوم و سازند حزب را شناسایی نموده و سپس موضع اسلامی را در قبال آن به بحث می گذارد. نویسنده معتقد است که احزاب سیاسی به عنوان یکی از ضرورت های دمکراسی در درون فرهنگ و اندیشه ای بارور می شود که نگاه مثبت به مولفه ها و فاکتورهای سازنده احزاب سیاسی نظیر؛ پلورالیسم سیاسی ، رقابت سیاسی، مشارکت سیاسی و انتخابات داشته باشد.
نویسنده چنین استنتاج می کند که در اندیشه اسلامی اصل تکثر گرایی و تنوع افکار به خوبی مورد پذیرش قرار گرفته است. هم چنین اسلام نسبت به رقابت مثبت و سازنده در میان جوامع بشری تاکید دارد. انتخابات یکی از شیوه های مشروع و مورد پذیرش اسلام برای کسب قدرت سیاسی است. و مشارکت شهروندان برای اداره جامعه نیز در تعالیم اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است. بنا براین با توجه به محورهای مزبور در اندیشه اسلامی منعی برای تشکیل و فعالیت ها حزبی و جود ندارد، زیرا اسلام اصل را بر حکومت مردمی گذاشته است هرچند در عمل رفتار مسلمین و تاریخ سیاسی در جهت عکس این وضعیت قرار داشته است.

۳- دیپلماسی و رفتار سیاسی در اسلام: کتاب مذکور به عنوان متن درسی در یکی از دانشگاه های ایران تهیه گردیده و هم اینک به عنوان متن درسی برای دانشجویان دوره لیسانس استفاده می شود. نویسنده با طرح این پرسش که آیا اصل در روابط دیپلماتیک اسلام بر صلح استوار است یا جنگ؟ رویکرد جنگ محورانه را مورد نقد و اشکال قرار داده و بر دیدگاه مقابل که اصل در روابط مسلمانان را بر صلح استوار می سازد، تاکید و استدلال می کند. این کتاب حاوی شش فصل و در دو بخش نظری و تاریخی تنظیم گردیده است. در بخش نخست نویسنده با استفاده از تئوری های دیپلماسی و روابط بین المللی در صدد بر می آید تا ابتدا چارچوب تئوریک کتاب را پی ریزی نماید. اصول ، اهداف ، شیوه ها و استراتژِی دولت اسلامی در عرصه روابط دیپلماتیک در این بخش مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. در بخش دوم نویسنده به بررسی دیپلماسی عملی رهبران بزرگ اسلامی در دوره حضرت محمد و خلفای راشدین می پردازد. مروری بر دیپلماسی دولت های اموی، عباسی، عثمانی و غیره از دیگر مطالب این بخش می باشد.
هدف نویسنده در این کتاب تلاش برای بسط و انکشاف دیدگاه صلح گرایانه در میان جوامع اسلامی است و در این راستا تفسیر جنگ محورانه از اسلام را مورد نقد و اشکال قرار می دهد.

۴- در آمدی بر اسلام و جهانی شدن: جهانی شدن یکی از مباحث مطرح در میان کشورهای جهان سوم و ملل اسلامی است. نویسنده در کتاب این مساله را به بحث می گذارد که: پاسخ اسلامی به جهانی شدن چیست؟ و روشنفکران مسلمان چه دیدگاهی را در قبال آن اتخاذ می کنند؟ برای پاسخ دادن به این پرسش نویسنده ابتداء به توضیح مفهوم و ماهیت جهانی شدن پرداخته و سه دیدگاه رایج در قبال آن را تحت عنوان دیدگاه پروسه ای ، دیدگاه پروژه ای و دیدگاه پدیده ای در مورد را به بحث می گذارد. نقد و بررسی دیدگاه اندیشمندان مسلمان بخش دوم کتاب را احتواء می کند. در این بخش دیدگاه های مختلف اندیشمندان مسلمان نظیر؛ حسن حنفی، ابراهیم ابوربیع، برهان غلیون، سید حسین نصر، مهاتیر محمد و دیگران به بحث گذاشته می شود.

استنتاج نویسنده این است که پاسخ اسلامی به جهانی پاسخ واحد و یکدستی نیست . هنوز برداشت مشترک میان نویسندگان مسلمان در زمینه وجود ندارد و بنا براین دیدگاه مشترک و واحدی نیز در زمینه وجود ندارد. به باور نویسنده جهانی شدن با آثار و پیامدهای مثبت و منفی همراه است. استراتژی همسویی مشروط در قبال آن می تواند معقول و موجه باشد. کشورهای اسلامی باید از دستاوردهای مثبت آن نظیر؛ توسعه دمکراسی،رشد افکار عمومی و فراگیر شدن حقوق شهروندی و فرهنگ مدرن استفاده نمایند و از پیامدهای منفی آن نظیر، تحمیل فرهنگی، بحران هویتی و زوال اخلاقی جلوگیری به عمل آورند.

۵- شیوه های تعمیق بیش سیاسی در اسلام: این کتاب که در چهار بخش جداگانه تدوین یافته، ضمن تاکید بر اهمیت و ضرورت تعمیق و ارتقای فرهنگ سیاسی از نطرگاه اسلام هم چنین شیوه ها و راهکارهای ارتقای ظرفیت سیاسی و تعمیق بینیش سیاسی جامعه را مورد بحث و بررسی قرار می دهد. در فصل اول کتاب تاکید بر مسولیت پذیری سیاسی در اندیشه اسلامی و اهتمام به مسایل سیاسی جامعه از دیدگاه اسلام و به ویژه گفتار سیاسی امام علی در نهج البلاغه مورد بررسی قرار می گیرد. فصول دوم، سوم و چهارم به بررسی مطالبی چون جریان شناسی سیاسی، منطق برخورد با مخالفان سیاسی و نیز جریان های سیاسی موجود در جوامع اسلامی می پردازد.

۶- گفتمان جهانی شدن و اسلام سیاسی در افغانستان پساطالبان(عنوان تز دکترای نویسنده است): در این نوشتار مساله اصلی بررسی نسبت دو گفتمان جهانی شدن و اسلام سیاسی است. با توجه به این که گفتمان جهانی شدن گفتمان مسلط زمانه ماست و گفتمان اسلام سیاسی نیز از گفتمان های مطرح در عرصه جهانی و بین المللی است، این رساله تلاش می کند تا نسبت دو گفتمان یاد شده را در جامعه افغانستان به بررسی گیرد. جامعه افغانستان از سویی نمود برجسته ای از جامعه دینی و سنتی است و از جانب دیگر پس از سقوط طالبان و حضور مجامع جهانی، در معرض مستقیم گفتمان جهانی شدن و کارگزاران آن قرار گرفت. بنا براین مطالعه نحوه مواجهه گفتمان اسلام سیاسی با گفتمان جهانی شدن از مسایل مهم زمانه ماست. این نوشتار نحوه مواجهه اسلام گرایان با جهانی شدن را در افغانستان پسا طالبان به بحث میگزارد.
رساله حاضر این گزاره را به عنوان فرضیه اصلی به بحث می گزارد که: گفتمان اسلام سیاسی در افغانستان پساطالبان تحت هژمونی گفتمان جهانی شدن و فضای استعاری ناشی از آن، ناگزیر به بازنمایی تازه ای از دال ها و نشانه ها روی می آورد تا از این طریق حضور خود در متن حیات سیاسی و اجتماعی را حفظ نماید. برای ارایه شواهد و مستندات لازم جهت تایید فرضیه یاد شده، تلاش شد تا ضمن فصول متعدد مطالب مورد نظر ارایه گردد. به این منظور مطالب این رساله در سه بخش که هریک حاوی فصول متعددی است سازماندهی گردید. بخش اول در صدد پی ریزی چارچوب نظری رساله است و به این منظور به توضیح نظریه گفتمان لاکلاو و موفه می پردازد.توضیح مفاهیم نظریه گفتمان لاکلاو و موفه، تحلیل گفتمانی جهانی شدن و توضیح دال مرکزی و دال های شناور آن، توضیح گفتمان اسلام سیاسی و در نهایت بیان محور مورد منازعه دو گفتمان یاد شده، مباحث اصلی این بخش را تشکیل می دهد.
بخش دوم در صدد بیان و توضیح گفتمان های اسلام سیاسی در افغانستان است و به این منظور به توضیح ظهور گفتمان اسلام سیاسی از منظر فرایند غیریت سازی پرداخته و پس از آن به بازنمایی خرده گفتمان های اسلام سیاسی؛ ذیل گفتمان جهاد، گفتمان دولت جهادی و گفتمان طالبانیسم می پردازد. در تمام فصول این بخش برای اولین بار گفتمان های یاد شده با استعانت از مفاهیم لاکلاو و موفه بازنمایی می گردد. تلاش برای تبیین عوامل ظهور گفتمان های یادشده و بیان علل بی قراری آنان از دیگر مباحث مورد توجه در این بخش می باشد.
در آخرین بخش این نوشتار، مواجهه دو گفتمان جهانی شدن و اسلام سیاسی در افغانستان پساطالبان به بحث گذاشته می شود. در اینجا نیز علاوه بر عوامل اجتماعی و تاریخی برای ظهور گفتمان تازه اسلام سیاسی، تاثیر گفتمان مسلط جهانی شدن به عنوان غیر سازنده گفتمان اسلام سیاسی در ظهور و تحول این گفتمان مورد توجه قرار می گیرد.
در واقع هژمونی گفتمان جهانی شدن و حضور مجامع جهانی در افغانستان گفتمان سنتی اسلام سیاسی را به بازنمایی مجدد و مفصل بندی جدیدی از هویت خود روبرو ساخت. در حالی که گفتمان اسلام سیاسی در افغانستان بیش از دیگر جوامع اسلامی تمایل به قرائت بنیادگرایانه از اسلام داشته است، اما پس از سقوط طالبان و حضور جامعه جهانی در این کشور شاهد بازنمایی تازه ای از گفتمان اسلام سیاسی هستیم که در مفصل بندی آن دال های جدیدی چون آزادی، دمکراسی، حقوق بشر، اقتصاد آزاد، حقوق زن و حقوق شهروندی وارد می شود. در نهایت می توان گفت حضور مجامع جهانی و شرایط جدید د رافغانستان به تقویت و گسترش اسلام نرم و معتدل در قبال اسلام رادیکال انجامید. به نظر نگارنده رشد و گسترش اسلام معتدل و میانه تنها راه معقول و منطقی برای جلوگیری و مبارزه با اسلام رادیکال در این کشور می باشد

پیام رییس دانشگاه

تأسیس و راه اندازی دانشگاه خاتم النبیین(ص) به عنوان مرکز علمی و اکادمیک کشور، با ایده ارزشمند دینی و ملی و به منظور رقم زدن آینده مطلوب و جامعه آباد، آزاد و توسعه یافته همراه بود. باور داریم که دانش مهم ترین منبع قدرت و عظیم ترین سرمایه ملی برای حرکت رو به پیش در مسیر توسعه ملی و رفاه اجتماعی است. از این روی  تلاش برای گسترش علم و دانش اندوزی نسل امروز، نوید دهنده فردای روشن برای جامعه ماست.

انجام این رسالت بزرگ در زمانه ای که با  انفجار اطلاعات و عصر ارتباطات شناخته می شود، تنها مسیری است که ما را به کاروان جوامع توسعه یافته همراه ساخته و زمینه های عبور از فقر و عقب ماندگی را فراهم می سازد. همه وظیفه داریم برای بالندگی دانش  و به منظور رقم زدن آینده درخشان و بدور از فقر، عقب ماندگی و وابستگی تلاش نماییم. نقطة عزیمت و اساسی این حرکت ملی و اسلامی تلاش برای دانش افزایی و دانش اندوزی نسل امروز است.

ما و همکاران ما دردانشگاه خاتم النبیین(ص) با اعتقاد عمیق به این امر که هر نوع ترقی اجتماعی و انکشاف ملی بر  بنیان سرمایه انسانی و مدیریت کارآمد استوار است، همواره بر تربیت نیروهای مسلکی و متخصص در عرصه های مختلف علوم و فنون بشری زمانه خویش تاکید داشته ایم.  اینک که به یاری حضرت حق و با همت بلند همکاران اندیشمند و فرزانه، وارد پنجمین سال فعالیت های آکادمیک خویش گردیده ایم، مسروریم که با نشاط علمی بیشتر و اندوخته های تجربی موثرتر به سوی افق روشن و آیندة زیباتر گام برداریم.

به امید شکوفایی و شادابی روز افزون عالمان و باروری بیشتر درخت تنومند علم و دانش در افغانستان عزیز.

دکتر عبدالقیوم سجادی