جلسه دفاع پایان نامه دانشجویان ماستری

سنبله ۱۶, ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۶:۱۶

masteri thesis meeting

 

دفاع پایان­ نامه

آقای سید طالب سادات، پایان­ نامه خود را با عنوان «اندیشه سیاسی سید اسماعیل بلخی» و راهنمایی دکتر عبدالقیوم سجادی و داوری استاد زکی کریمی با موفقیت و کسب درجه عالی به تاریخ ۱۳۹۵/۰۶/۰۹دفاع نمود.

چکیده پایان نامه:

علامه شهید بلخی از منادیان وحدت در جوامع اسلامی و احیاگران معرفت دینی در افغانستان و همچنین از طراحان نظام جمهوری اسلامی در این کشور است. ایشان از منتقدان حکومت استبدادی بودند که در این مسیر، مجاهدت­ها، سفرها نموده و مدت  ۱۵سال زندانی کشیدند. ایشان علت اصلی عقب ماندگی جامعه افغانستان را جهل و سطحی­ نگری نسبت به دین و استبداد زدگی و فقر اقتصادی و فرهنگی می­دانست و به همین خاطر، از فرصت­های مختلف برای بیداری و احیای مردم استفاده می­کرد و سرانجام نیز در همین راه به شهادت رسید.

علامه شهید بلخی حق بسیار بزرگی بر گردن ملت و هم بر عهدۀ علمای کشور دارد؛ زیرا او در زمانی قیام کرد که جامعۀ افغانستان در خوابی سرد و سکوتی مطلق به سر می برد. روحانیت که قشر با سواد جامعه بود، نه از سیاست خبری داشت و نه در پی آن بود  .جامعۀ ما یک جامعۀ بسته و یخ زده بود.

سید اسماعیل بلخی در سخت ترین و سیاه ترین دوره ی تاریخی کشور ما ، پرچم  قیام را بر افراشته ، بازوی بلند شب را درهم شکست و نهضت نوین اسلامی را بنیان گذاشت .  او مرد ایمان و عمل است و با توده ها ، دم خور و آشناست ، نام و کام نمی شناسد ، بار سنگین رسالت را بر دوش می کشد و داغ قرن ها اسارت را بر سینه دارد و تلخی رنج ملتی را در کام . . . شهید بلخی ، اساسی ترین و اصلی ترین ضعف حرکت سیاسی خود و علت ناکامی آن را در فقر فرهنگی جامعه و عدم توجه کافی خود به این نقیصه ی عمده ی اجتماعی می داند. اجتهاد پویا و کار آمد، خرافه زدایی از معارف دینی، ارتقای دانش عمومی و اصلاح نهاد سیاست در کشورهای اسلامی، از جمله راهکارهای عملی شهید بلخی است. بلخی، یک بیدارگر و مصلح آگاه، دلسوز و دردمند بود ؛ اما اندیشه‌های اصلاحی او هنوز به درستی معرفی نشده اند.

علامه سید اسماعیل بلخی نسبت به مسایل سیاسی علاقۀ فراوان داشت و بیشتر منبرهای سیاسی می رفت. از همان ابتدا که ایشان همراه پدرش به هرات آمد، از منبرهایش بوی خون به مشام می رسید، به طوری که مردمان سنتی و پیرمردها، منبر او را پسند نمی کردند و خطرناک می دانستند. اما جوانان از منبرهای آقای بلخی خوب استقبال می کردند و دور او را گرفته بودند.  از طرف دیگر، تا آن زمان علمای دینی یک شیوۀ سنتی را ادامه می دادند که هیچ ارتباطی با مسایل سیاسی و اجتماعی مردم نداشت. آن روال طبعا برای جوانها کارساز نبود چون آنها در پی حل مسایل سیاسی و اجتماعی جامعه بودند و از منبر و عالم، توقع بالاتری داشتند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *